عبد الرضا سالار بهزادى

74

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

جريان است بنمايد . دولت انگليس بهانه آورد كه جنگ با اعلام جهاد علماى ايران آغاز شد و روسيه مهاجم نبوده است . سرانجام با چانه زدنهاى بسيار و فشار دولت تزارى براى دريافت پول ، معامله‌اى كه از اوّل مورد نظر دولت انگليس بود انجام يافت : دولت ايران در ازاى دريافت دويست و پنجاه هزار تومان از انگليس با الغاى مواد 3 و 4 عهدنامهء 1814 موافقت نمود ! 72 بلافاصله پس از امضاى معاهدهء تركمانچاى ، ارتش تزارى به فرماندهى ژنرال پاسكوويچ از مرزهاى عثمانى عبور كرده قلعهء قارص را تصرف كرد . امّا انگليس ناگهان به خود آمد و ديد كه در بازى خود بازنده شده است . جنگهاى 1241 - 1243 اگرچه منظور دولت انگليس را كه تضعيف قواى ايران بود برآورد ، امّا معاهدهء تركمانچاى به‌ويژه معاهدهء تجارى ، روسيه را از چنان نفوذى در ايران برخوردار ساخت و برعكس آن‌چنان بدبينى نسبت به انگليس در ايران پديد آمد كه انگليس ايران را كاملا در دامان روسيه ديد . سياست پترزبورگ نيز در اين هنگام نسبت به هردو دولت ايران و عثمانى تغيير يافته و دولت تزارى شيوهء تحبيب اين دو همسايهء جنوبى خود را در پيش گرفته بود . مضافا با تضمين رسمى دولت تزارى در مادهء هفتم معاهدهء صلح تركمانچاى در مورد به رسميت شناختن ولايتعهدى عباس ميرزا و حق او و فرزندانش به تاج و تخت ايران ، نايب السلطنه كه در حقيقت گردانندهء اصلى سياست خارجى ايران بود ، با همهء اظهار دوستى كه با مأمورين انگليسى مىنمود ، دل به جانب روسيه داشت . 73 در اين زمان است كه فتنهء ديگرى در تهران به پا مىشود تا روابط ايران و روسيه دوباره به وخامت گرايد و عجبا كه اين‌بار نيز اللهيار خان آصف الدوله نقش محرك اصلى را در اين ماجرا كه به قتل گريبايدوف وزيرمختار روسيه در ايران و كليهء هيأت ديپلماتيك روسى در تهران منجر مىگردد بازى مىكند ( جمعه 30 ژانويه 1829 - 24 رجب 1244 ) . امّا اين‌بار هوشيارى و حسن تدبير عباس ميرزا و قائم‌مقام از اين‌سو و ژنرال پاسكوويچ و دربار پترزبورگ از سوى ديگر اين توطئه را نقش برآب كرد و سفر خسرو ميرزا پسر نايب السلطنه به همراهى محمد خان اميرنظام به پترزبورگ و استقبال دوستانه و صميمانهء تزار نيكلاى از اين هيأت ، روابط پترزبورگ را با تهران و تبريز بيش از پيش گرم و صميمانه ساخت ( ژوئيه 1829 - صفر 1245 ) . 74 نايب السلطنه دل‌شكسته از خفت شكست در جبههء شمال ، اينك بر آن مىشود تا به اغتشاش و آشوبى كه برادران و برادرزادگان بىشمارى در گوشه و كنار مملكت برپا كرده بودند ، بخصوص در يزد و كرمان كه كار اختلاف بين اولاد شاهزاده ظل السلطان و شاهزاده شجاع السلطنه به جنگ و محاربه كشيده بود ، سرانجامى داده و آنگاه به خراسان برود كه از مرزهاى شرقى آن ايالت اينك بوى انواع فتنه و دسيسه به مشام مىرسيد . انگلستان ناراضى و خشمگين از نفوذى كه دولت تزارى بعد از معاهدهء تركمانچاى در ايران به دست آورده است ، خواهان عقد قراردادى تجارى با ايران هم سنگ و معادل قرارداد تجارى روسيه است ؛ عباس ميرزا كه در پى ترتيب قشونى منظم و با اسلوب و تربيت ارتشهاى مدرن اروپايى است ، وجود